زنان ايرانی چهار چوب های غير ايرانی   

سلام دوستان ارجمند

پوزش مرا بخاطر دير آمدن پذيرا باشيد .

گرچه ارسال متن و دنباله بحث کمی با تاخير رو برو شد اما اين حسن را داشت که شاهد اظهار نظر های بيشتری از سوی دوستان عزيز باشيم که بعضا در نوع خود بی نظير بودند و به واقع مرا در ادامه بحث ياری کردند .

زنان ايرانی چهار چوب های غير ايرانی موضوعی عميق ؛ زير بنايی و نيازمند کنکاش است ؛ اما مهم اين است که بتوانيم مقايسه کنيم و بعد بر اساس نوع نگاه به نتيجه برسيم هر چند خلاصه و مختصر ؛ بر همين اساس برای شروع بايد نگاهی به جغرافيای ايران و حتی بخشی از خاورميانه داشته باشيم و بهتر است بگويم در اين بحث بايد هميشه يادمان باشد که در کجای جغرافيای جهان ايستاده ايم ؛ لازم به ذکر است که برخی از گرايش ها ؛ ديد گاهها ؛ طبقه بندی ها و جنبش های اجتماعی در رابطه با زنان ايران دستخوش تحولات منطقه بوده  و بلعکس ؛ به همين دليل نمی توانيم تنها در محدوده جغرافيای خودمان اين مبحث را بررسی کنيم و اما از سويی شايد هرگز نتوانيم تشابهات بارزی چه از منظر تفکرات اجتماعی و چه از نظر گاه جامعه ؛ مابين زن ايرانی ؛ عرب ؛ افغان و.... بيابيم ولی نگاه کلی به زن در محدوده خاور ميانه خالی از نقاط مشترک نيست ؛ در اين رابطه اصلی ترين و محوری ترين نقطه اشتراک که در اين مناطق به چشم می خورد و حتی می توان از آن به عنوان عامل  اصلی چالش نام برد اين است که ما در مجموعه قوانين و مقررات حقوقی ؛ مدنی ؛ اجتماعی و حتی بر خورد های جامعه با زنان تابع يک نگاه مرد محور هستيم ؛ ساده تر  بگويم آيا به جزء يکی دو دهه گذشته که تقريبا زنان بصورت کلی در سر تا سر جهان و به تبع آن در ايران تحولات عظيمی پشت سر گذاشته اند آيا زنان ايرانی هيچ گاه توانسته اند خودشان برای خودشان تصميم بگيرند ؛ پاسخ بدون معطلی و هر گونه تفکر منفی ست و باز آيا زنان ايرانی در طول حيات چند دهه گذشته خود  همچون زنان جامعه غرب دارای جنبش ها و نگر شهای فمينيستی بوده اند ؛ اينجا هم پاسخ منفی ست ؛ اکنون اگر بخواهيم واقع بينانه نگاه کنيم می بينيم که ما  تنها تقليد کرده ايم و از ظرفيت هايی استفاده کرده ايم که ضرو رتها و نياز مندی های زن ايرانی در آن مشاهده نمی گردد و چون خاستگاه اصلی و شرايط ظهور اين نگرش ها مال  ما نبوده و ما تنها يک برداشت نا صحيح و غلط داشته ايم ؛ اگر بخواهيم واضح تر بگويم  بايد اعتراف کنيم که کلا جنس و نوع برخورد و شيوه نگاه جامعه به زنان در ايران مردانه است يعنی همه جا اين شرايط حکم فرماست و تا آنجايی پيش رفته که در تمام رگ و پی جامعه رسوخ کرده و مصيبت بار تر اينکه حتی خود زنان هم با خودشان مردانه برخورد می کنند و نگاهی مردانه نسبت به خودشان دارند و در پايان بايد بگويم اگر در يکی دو دهه گذشته شاهد جرقه هايی در رابطه با جنبش های  زنان و تفکرات فمينيستی آنان در سطح جامعه ايران بوده ايم بيشتر يک پز روشنفکرانه بوده تا يک حرکت انقلابی و زير بنايی برای رسيدن به اهداف استقلال طلبانه . 

لینک
جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۳ - ع - شین