اين ره که می رويم به .........   

نگاه به زن در فرهنگ ها و جوامع مختلف دنيا معانی و مفاهيم خاص خود را دارد ؛ قطعا نگاهی که يک فرانسوی به زن دارد با نگاهی که يک عرب به جنس زن دارای تفاوتی عميق و بنيادی ست ، بطوری که يک مرد عرب هرگز نمی تواند نرمش هايی را يک مرد  فرانسوی در مقابل مردی که با همسر او تصميم دارد تعطيلات آخر هفته را سپری کند ، تحمل نمايد ... در تفکر عرب برای زنی که از حرف مردش سر پيچی کند مرگ و زنده بگور کردن آخرين و ايده ال ترين راه حل است حتی برای امروز و در آستانه قرن بيستم ... البته در اين فرصت قصد نداشته و ندارم که به شرايط و وضعيت زنان در اين جوامع بپردازم و يا اينکه طرز تفکری را تائيد کرده و يکی را رد کنم بلکه فقط خواستم با ذکر نمونه هايی از دو طرز تفکر باب يک بحث را باز کرده باشم و سپس بپردازم به شرايط فعلی حاکم بر زنان  در ايران.

 اگر زن را همانند مرز و ميهن ناموس فرض کنيم البته براساس ديدگاه ايرانی بايد اعتراف کرد و بقول دوستی عنوان نمود که ناموسها خيلی وقت است که بر باد رفته اند و جالب اينکه ما نه از آن دست هستيم که بتوانيم خود را چون اعراب مقيد به يک ديدگاه عصر جاهليت کنيم ؛ و نه آنقدر انعطاف پذيری داريم که همچون مرد فرانسوی عمل نمائيم .... ما اينک در آغاز يک دوره گذار به حدی دچار مشکلات اساسی ؛ زير بنايی و برزخ گونه ای در رابطه با زنان شده ايم که هرگز قادر به جمع بندی و باز يافتن خود برای رسيدن به يک تحليل سازنده نيستيم ....

البته اين مبحث خيلی گسترده است پس تلاش می کنيم که با توجه به نقطه نظرات شما دوستان طی چند مرحله آنرا بررسی کنيم .

لینک
دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳ - ع - شین